نفس عمیق
. . . فریادی شو تا باران
۷۴ آنها باور کرده اند که تو عوض شده ای. اما مگر عوضی ،عوض می شود؟ همین چند وقت پیش بود که در جمع دانشجویان شریف گفتی:"اگر لازم باشد دوباره چماق بر می دارم" نمی دانم سُمبه ات چقدر پُر زور بوده که اینهمه آدم دور خودت جمع کرده ای. آقای ده نمکی ! من خوشحالم از اینکه انسانی مانند پرویز پرستویی هست که یادش مانده تو چه کاره بوده ای:" جای چماق این آدم بر سر جوانان ما باقی مانده است . . ." خودت که خوب یادت هست اردیبهشت ۷۵ دانشگاه پلی تکنیک را. داد می زدی :"اگر سروش سخنرانی کند ،اگر منافقین و لیبرال های رخنه کرده در انجمن اسلامی کوتاه نیایند بر همین درختان دارشان خواهیم زد " اگر تو خوشحالی من هم به پرویز پرستویی می بالم که با پیشنهاد ۲۰۰ میلیونی تو دست و دلش نمی لرزد. فیلم تو نماینده ی اعتقادات توست و من این فیلم را نگاه نمی کنم. و قبول ندارم که تو تغییر کنی به این دلیل که یک قاتل هیچ وقت عوض نمی شود. تو حالا که موقعیت چماق به دست گرفتن نیست، نقاب هنرمندی به صورت زده ای و وای به روزی که وقت چماق دستی ات شود . . . تو همانی. که تهدید می کردی. تو عوض نشده ای! فقط پوستینت را عوض کرده ای. با خنده ی دزدی ات جماعتی را گول می زنی و ما غافلیم که پشت این خنده ی فریبانه، همان اخم و نفرت سالیان نهفته است. در اینجا هیچ چیز سرجایش نیست!!! آقای احمدی نژاد! تبریک بگویم یا تسلیت؟ کدامش را بیشتر دوست دارید؟ رفته بودید استادیوم آزادی تا با پیروزی تیم ملی فوتبال ،مردم لذت ببرند از رییس جمهوری که دارند. که نبُردند. رفته بودید برای تبلیغات انتخاباتی. که نشد.تصویرتان را دیدم. خرسند تکیه زده بودید بر صندلی در میان علی آبادی و سعیدلو. و همانطور که در این چهار سال مشغول آنالیز جهان بوده اید، به آنالیز بازی فوتبال مشغول بودید. ولی بعد از گل دوم عربستان سیمای ضرغامی دیگر تصویر شما را نشان نداد! همین تلویزیونی که همیشه به شما وفادار بوده و عملا با وجودش نیازی به هزینه کردن برای تشکیل ستاد انتخاباتی ندارید،ولی همیشه شما و دوستانتان از آنها گله می کنید که با شما لج هستند. با کمال تعجب امشب از تلویزیون شاهد صحنه های رقص و پایکوبی عده ای از جوانان بودم. تا حالا چنین اتفاقی نیفتاده بود. تلویزیونی که هنگام گزارش های ورزشی صدای ورزشگاه را قطع می کند، شما جای من بودید باور می کردید؟ یعنی می خواهید بگویید ما انقدر آزادیم ؟ به چه دل خوش کرده اید. یعنی فکر می کنید مردم گشت ارشاد و دستگیری هایش را فراموش کرده اند؟یعنی دوباره می خواهید تکرار کنید: مشکل ما طرز پوشش جوانانمان نیست و انتظار دارید همه برایتان هورا بکشند؟ آقای رییس جمهور! بس نیست؟ آقای رییس جمهور! آن بالا که بودید چهره تان پُر از امید بود. امید به دست گرفتن سُکان کشتی طوفان زده ای به نام ایران . نیازی نبود حالتان را بعد از انصراف خاتمی بپرسم. معلوم بود نفس راحت زیاد کشیده اید که در پیام نوروزی فرصت کرده اید با خیال راحت دوباره هاله ی نورتان را بر سر بگذارید و حرف بزنید و برای جهان خط و نشان بکشید. آقای احمدی نژاد! ایرانِ ویرانِ ما تاب چهار سال ِدیگر تُرک تازی های شما را ندارد. آقای رییس جمهور! هر چند مطمئن نیستم از مردمی که دو روز برای عوض کردن رایشان کافی ست. که حرف های ده نمکی را خوب می فهمند ولی حرف های بهرام بیضایی را نه. مردمی را که چه زود"درباره الی" را فراموش کردند و فقط یادشان ماند که تو دستور شرکت فیلم را در جشنواره دادی. این هم یک تبلیغ انتخاباتی دیگر. مردمی که نقاب شما را بیشتر دوست دارند تا صداقت خاتمی را. که نقد بقیه را می فروشند به نسیه ی شما. ولی با این حال زیاد هم خیالتان راحت نباشد آقای رییس جمهور!
آقای ده نمکی! لابد خیلی خوشحالی که فیلم دومت هم فروش میلیاردی می کند؟ لابد لبخند از آن صورت پُر مویت محو نمی شود وقتی می بینی مردمی داریم که در حسرت چند دقیقه ای خنده و شادی همه ی اعتقاداتشان را به فنا می دهند! خوشحالی از اینکه باور کرده اند تو تغییر کرده ای! می خندی چون گذشته ات را فراموش کرده اند! ولی خودت که فراموش نکرده ای. این مردم را دوست داری. مردمی که مثلا عشق خاتمی هستند و برای دیدن فیلم تو سر و دست می شکنند. فیلم ِ تو ! تویی که در هفته نامه هایت-شلمچه و جبهه- فحشی نبود که نثار خاتمی نکنی. آری برادر! آنها فراموش کرده اند. فراموش کرده اند که تو سر دسته ی همان ها بودی که در ۱۸ تیر ۷۸ دانشجویان را به خاک و خون کشیدید . با فریاد"یا زهرا "جوان های مردم را از پشت بام به پایین پرتاب کردید و آنها را قربانی آقایتان کردید که دلش از پاره شدن عکسش گرفته بود. اما چه یادشان ماند: اینکه خاتمی استعفا نکرد. همین و بس! آقای رییس جمهور چهار سال به خدا کم نیست. هنوز متوجه نشده اید که راه آبادی ایران از پوپولیسم نمی گذرد؟ مگر شما نمی گویید که وقت برای رسیدگی به امور کشور کم می آورید؟ قسم حضرت عباستان را باور کنیم یا دم خروس را؟ شما که کمتر از یک ماه پیش برای فینال کشتی به سالن مسابقات رفتید و تیم ملی کشتی باخت. دوباره چرا ؟ من جای شما بودم چنین ریسکی نمی کردم. آخر این بازی پوپولیستی فحش و ناسزا بود و بی آبرویی برای شما که به "قدم خیر "معروف شدید. این یک ضدتبلیغ بود آقای احمدی نژاد! بهتر نبود همان استراتژی سیب زمینی مجانی را دنبال می کردید؟ گرچه آن هم فایده ای ندارد. مردم داد می زنند: مرگ بر سیب زمینی! سیب زمینی که جان ندارد آنها برای شما آرزوی مرگ می کنند. برای مرگ اعتقاداتی چنین سخیف که مردم را هیچ فرض می کند.
| Design By : Night Skin |

