<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نفس عمیق</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/</link>
<description> . . . فریادی شو تا باران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 13 Nov 2009 22:04:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دل تنگی های یک کلاغ </title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>
&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;  &lt;/font&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;بگذریم از اینکه این ۳۸ روز کجا بودم و چه شد و چه نشد و خوب بودم و بد بودم و گیج و سرگردان مثل همیشه. بیایید به این فکر کنیم که چی شد بعد از  ۳۸ روز هوس نوشتن به سرم زده و کلمات همینجوری دارند تندتند خودشونو می کوبند به کیبرد، تا جایی که گاهی  خودم جا می مونم . . . منم موجود جالبی م! فکرشو بکنید بعد از ۳۸ روز که اتفاقا خیلی وقت ها دلت می خواسته بنویسی اما جمله هات فقط بغض شده و پشت چشمهات یهو گُر گرفته اما نوشته نشده،حالا امشب، همین امشب، نوشتنم اومده. . . بگذریم . . .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;شده وقتی زندگی بهت فشار میاره، می بینی انگار همه چی با تو لج کرده، بعد قاطی می کنی و میری داد می زنی سر خدا؟ شده گاهی چیزی رو ازش خواسته باشی، بهت نده؟ بعد وقتی که هیچ تلاشی واسه خواستنش و داشتنش نداری، یهو بیفته تو دامنت؟یه زمان انقدر تنهایی که دلت، می خواد بترکه، یه زمان هم انقدر آدم دور و برت هست که . . . چرا؟ این یکی از اون سوال هاییه که هیچ وقت جوابی براش پیدا نکردم . دلیلش رو پیدا نکردم، اما راه حلش رو می دونم . می گم براتون، صبر داشته باشید&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;شاید با خودتون بگید:به فرض که آره، خب به ما چه ربطی داره؟ حق با شماست، نمی دونم چرا اینها رو نوشتم. ولی یک لحظه ی قیافه ی جیم کری توی فیلم نمایش ترومن رو به یاد بیارید. اون صحنه ای که سوار قایقش شد و خواست از داستان زیستن بزنه بیرون. طوفان شد. رعد و برق می زد.سرشو گرفت بالا و فریاد زد :&quot;همه ی زورت همین بود؟&quot; از زور باد و باران و طوفان میفتاد کف قایق، اما بلند می شد و حرفاش رو تکرار می کرد! من عاشق این مدل عصیانم. و حالا این شده حکایت ما! گاهی انقدر دلتنگ می شیم که به وقت گپ و گفتی دوستانه، از دوستمون می پرسیم:مگه ما چی ازش خواستیم؟ یعنی خواسته ی ما انقدر زیاد بود؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;امشب که &quot;صدری &quot;فیلم فریاد می زد :&quot;من مگه ازت چی خواستم تا حالا! داشتم نون بازومو می خوردم دستمو چلاق کردی، چشممو کور، گفتم خودش داده ،خودش هم گرفته. بعدش بدبختی شدم که خواستی. حالا مگه من ازت چی خواستم؟ یه کم برف! فقط همین!&quot; آخه خوش مصب برفم ازش دریغ کردی؟ و بعد که کار از کار گذشت، برف باروندی به تمام روزگارش؟!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;خب حالا باید برم بخوابم که صبح برم سر ِکار . برای اینکه پول داشته باشی، برای اینکه بهت احترام بگذارن، برای اینکه به چشم علاف نگاهت نکنند که کتاب می خونه و جوری زندگی  می کنه که نسبتا دوست داره. برای اینکه وقتت مال خودت نباشه. برای خودت زنده گی نکنی،باید بری سرِ کار. یه نصیحت هم کنم؟ یهو اگر وسط کار هوسِ شعر کردی یا دلت غنج رفت واسه پارگرافی از یک کتاب؛ خفه شو، همین!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;راستی راه حل داشت یادم می رفت: کافی ست بگویی تسلیمم. کافی ست بگویی چَشم،از این به بعد فکر نمی کنم، نمی بینم،حتا دیگر شک هم نمی کنم، آن وقت آغوشش را باز خواهد کرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;&lt;strong&gt;پی نوشت :&lt;/strong&gt; بهانه ی نوشتن امشب من چیزی نبود جز فیلم &quot;&lt;strong&gt;چند &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;کیلو خرما برای مراسم تدفین&lt;/strong&gt;&quot; اثر زیبای سامان سالور&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000033&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 22:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از باران این روزهایم . . .</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://i37.tinypic.com/2lsk7m8.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 12:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فکر این قفس مرا دیوانه کرده است</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>
 
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#003366&quot;&gt;&lt;strong&gt;آزادی! &lt;/strong&gt;چه وازه ی آشنایی ! چه واژه ی غریبه ای!&lt;strong&gt; آزادی!&lt;/strong&gt; &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#003366&quot;&gt;به آزادی که فکر می کنم هم برایم دور است و هم نزدیک. آزادی و اسارت همانقدر به هم نزدیکند که شجاعت و حماقت ، کفر و ایمان. . .  و فاصله همان خط باریک اما دراز . به آزادی که فکر می کنم قفسی جلوی چشمانم می آید که فکر این قفس مرا دیوانه کرده است. فکر این قفس به جنونم می کشاند . . . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#003366&quot;&gt;قفسی که برایمان ساخته اند و برای خودمان ساخته ایم، برای روحمان که مثل یک پرنده آرزویش، تنها پرواز است و بس. رهایی می خواهد و اسیر می شود. اسیر اعتقادات و تفکرات. اسیر خواسته ها و ناخواسته ها.  وقتی پرنده ی روحمان  زیادی فکر کند و زیادی از اندازه ی قفس شاکی باشد، برش می دارند و در قفسی که کمی بزرگتر است، رهایش می کنند. از تجربه ی محیط بزرگتر لذت می برد و خیال می کند دیگر آزاد است. اولین بار که بخواهد اوج بگیرد و بال هایش به دیوارهای قفس گیر کنند ، کسی در درونش فریاد می زند که : ای دل غافل! &lt;strong&gt;باز هم که قفس است! عصیان می کند. &lt;/strong&gt;پرنده بال و پر می کوبد به در و دیوار قفس، زخمی می شود. جراحاتش که عمیق شد دوباره داستان قفس بزرگتر تکرار می شود و تکرار می شود و تکرار می شود . . .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#003366&quot;&gt;پرنده دلش رهایی می خواهد، اما قفس های بزرگتر نصیبش می شوند. دلش پرواز می خواهد، حقیقت را ، تجربه را، اما اسارت نصیبش می شود و قفس . و روزی که نه به درد فروش می خورد، نه مونس تنهایی های کسی ست و نه آنقدر مطیع و فرمانبردار است که آب و دانه اش را بخورد و چهچهه ی دلنشین بزند ، آزادش می کنند. اما . . .  &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#003366&quot;&gt;پرنده با خودش فکر می کند . می ترسد. از دنیای بیرون قفس می ترسد. به قفس خو گرفته . به دنیای  درون قفس  که رهاییش هم کنترل شده  بوده. ذره  . . . ذره . . . ذره . آیا بال هایم هنوز توان پریدن دارند یا در و دیوار قفس بیش از اندازه از کارشان انداخته ؟ به دورها نگاه می کند. به پرنده هایی که هیچ وقت قفس را تجربه نکرده اند و آزادانه پرواز می کنند : من می توانم مانند آنها  آزادی را بفهمم و تجربه کنم ؟ می توانم آزاد باشم ؟ می توانم ؟ نمی توانم ؟ می توانم . . . نمی توانم . . . می توانم . . . نمی توانم . . .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=&quot;#003366&quot;&gt;نمی توانم تشخیص بدهم که چه تصمیمی می گیرد. به مرداب ِ بودنش تن می دهد یا آزادی را در آغوش می کشد . . . اما هر چه هست ما در قفس هایی آزادیم که همه چیز کنترل شده ست و ما درخیالات خودمان فکر می کنیم و خیال می کنیم که آزادیم . . . که آزادی باید همین باشد . . . اما ! چه بگویم ؟ آزادی از نوع قفسی . . .&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;left&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;                                 &lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://i38.tinypic.com/13yqvjl.jpg&quot; alt=&quot;آزادی از نوع قفسی&quot; /&gt;  &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 23:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زیستن و دوباره . . .</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(153, 0, 102);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(153, 0, 102);&quot;&gt;&lt;strong&gt;آره ، تو راست می گفتی. من عادت کردم.به نبودن ِ تو. به نشستن ِ اسمم کنار اسمت گوشه و کنار . به ندیدن دو ساله ت . نه ببخش، به ندیدن ِسه ساله ت . به فاصله ها که کم نشدند هیچ، زیاد هم شدند. عادت کردم به پرس و جوهای گاه و بیگاه و دلتنگی های بیگاه. به فراموش کردن صدات. به صلیب آغوشت که چقدر خیالش هم آرومم می کنه. به چشم هات و نگاه هامون.به دوست داشتنت. به دوست داشتنم. به آزادی ت و به اوج گرفتن و شنیدن صدای بال زدنت. به مرگ. به ظلم. به نبودن. به نداشتن. به دل کندن. به غصه خوردن و ذره ذره چکیدن برای دردهامون.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(153, 0, 102);&quot;&gt;&lt;strong&gt;نه عزیزم. اشتباه کردم. تو می گفتی همه ی اینها عادته. غلط گفتی مهربونم. من هیچ وقت عادت نکردم.  من هیچ وقت نتونستم عادت کنم. من لحظه به لحظه، ثانیه به ثانیه پرواز کردم. من یاد گرفتم دوری را . من حس کردم فاصله را . من زندگی کردم عشق را و حالا :&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(153, 0, 102);&quot;&gt;&lt;strong&gt;حالا به من بگو . حالا که دلتنگم، حالا که بی تابم، حالا که دارم مثلا عادتم را ترک می کنم چه کار کنم با اشک هایی که گاهی به قدمت بیست و هفت سالِ آزگار فرو می ریزند از پلک هام و دلشون تنگ می شه برای یاری . . . عشقی . . . خاطره یی . . . چه کار کنم با فاصله ها ؟ دیوارها ؟ خسته گی ها ؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(153, 0, 102);&quot;&gt;از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی / تکرار من در من، مگر از من چه می ماند / از من اگر کوه م اگر خورشید اگر دریا / بی تو میان قاب پیراهن چه می ماند / وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند؟؟ / از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند ؟؟؟&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;پی نوشت: توی این مدت حال و روز خوبی نداشتم برای نوشتن و حسی دست نمی داد تا از آنچه در روح و مغزم می گذرد بنویسم. ممنونم از دوستانی که جویای حالم شدند و به باران گفتند ببارد. اما چه کنم که ابری نبود برای باریدن تا امشب که ابرها تمام آسمان  دل و شهرم را قرمز کردند&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 00:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنبش سبز</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;گنجشکک اشی مشی&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;روزه ی پر زدن نگیر&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;قفس پر از بال و پر ِ&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;پرنده های ناگزیر&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;قصه از اون جا پر گرفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;که بال ها رو قیچی زدن &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;رو کف ِ دست ِ سرنوشت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;علامت ِ هیچی زدن&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;قصه از اون جا قصه شد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;که شاخه سر بالا گرفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;جای خدای خشکی رو&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;خدای &lt;FONT color=#007f40&gt;سبز&lt;/FONT&gt; ما گرفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;تو دل ِ گندم ِ صبور&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;جنبش &lt;FONT color=#407f00&gt;سبزه &lt;/FONT&gt;ریشه بست&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;آبستن قصه شد و&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;سکوت خوشه رو شکست&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;خوشه به خوشه دم گرفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;گلوی خسته ی بهار&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;یکی باید بهش می گفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;سر به سر خوشه نذار&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;خوشه اگه ورم کنه&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT color=#407f00&gt;سبزه&lt;/FONT&gt; ازش بیرون میاد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;دونه به دونه می شکفه&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;ندای &lt;FONT color=#407f00&gt;سبز&lt;/FONT&gt; از اون میاد&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;یکی نبود بهش بگه&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;خواب که بودی &lt;FONT color=#407f00&gt;سبز&lt;/FONT&gt;ه دمید&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;اون علف بی ریشه ی &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;هرز و پلاسیده رو چید&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;کسی شاید بهش نگفت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;آب از سر قصه گذشت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;این راه تک صدایی رو&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;هر کی که رفته برنگشت&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;ندای&lt;FONT color=#407f00&gt; سبز&lt;/FONT&gt; خوشه رو&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;شاید باید دیر می شنید&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;تا یک نفر بهش بگه&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;عمر تو هم به سر رسید&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;گنجشکک اشی مشی&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;قفس پر از بال و پر&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; ِ&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;یه روز یکی بهش می گه&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;راه فرار کدوم ور&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt; ِ&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;ما خس و خاشاک می دونیم ،&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;زود می رسه روزی که اون &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 115%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;گورشو گم کنه بره &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#006600 size=3&gt;پانوشت : دوستان عزیز! شاعر این شعر ناشناس است.  بیایید دست در دست هم این شعر زیبا را پخش کنیم تا افراد بیشتری از خواندنش لذت ببرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Jul 2009 10:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این روزهای دلهره و امید</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;این روزها . . .&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;می خواهم بنویسم. بنویسم که چقدر دلتنگم. از بغضی که گلویم را فشار می دهد و از  آن انگشت لعنتی که روی گلویم نشسته و  به اندازه ی تمام جهان سنگین است. از پک های عمیق به سیگارم تا کمی دردهایم را  فرونشاند تا قلبم کمی تاب بیاورد این روزها را و این اتفاقات را. از این روزها که نگاهم  خیره شده به عکس هایی که می بینم و فیلم هایی که  ضجه شان می زنم. از اشک هایی که گاه و بی گاه صورتم را خیس می کند . از دختر مغروری که لرزیدن صدایش را خیلی ها شنیده اند این روزها . می خواهم بگویم از آتشفشانی که در سینه ام جاری ست و دارد  تک تک سلول هایم را می ترکاند. از اینک  آنقدر از وحشی صفتی ها بهت زده بودم که توان نداشتم چیزی بنویسم. از همان عصر انتخابات که بابک زمانیان آمد و گفت: &quot;بچه ها بدبخت شدیم!&quot;  از فردای انتخابات که خبر رسید  پلاکارد در دست دارند که &quot; اصلاحات سقط شد&quot;. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;از این روزهای بعد از انتخابات که کم نشنیدیم و کم محکوم نشدیم . &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;از اینکه  دزد و کثافت و همجنس بازمان نامیدند. از وقاحتی که  انتظارش را نداشتم - خطبه های نماز جمعه را می گویم-. از سمیرایی که داغدار شده  این روزها و جسد عزیزش را هم تحویل نمی دهند. از دختری که گلوله ای قلبش را شکافت و از  برادری که جلوی چشمانم  نقش بر زمین شد و دیگر  پاهایش نمی رفت، روی دست مردم بود که حرکت می کرد و  با سکوتش و با جسم بی جانش فریاد می زد آزادی را . از دوستانی که این روزها همه با هم مهربان شده ایم و یار و غمخوار . از مردمی که همه با هم  رفیق شده اند. که کمکت می کنند . که امیدت می دهند . که می پرسند&quot; ناامید که نیستی رفیق؟&quot;  نمی گذاریم که ناامیدی در جانمان رخنه کند که ما هیچ نداریم به جز یکدیگر و اگر خودمان هم نباشیم دیگر چیزی نخواهیم داشت. &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&quot; ما تنها نیستیم &quot;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;یادتان&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; هست؟ &lt;/font&gt;این شعار ما بود در وبلاگ &quot;قدی بر فراز دیوارهای شهر&quot; . هنوز هم می گویم ما تنها نیستیم و تا با هم هستیم  امیدمان را از دست نمی دهیم و  قدم در راهی می گذاریم که شاید بی برگشت باشد ، شاید بی فرجام  باشد اما هدف بزرگی داریم که در راهش چه باک از جان.&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Jun 2009 13:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تا به کجا ؟؟!</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-51.aspx</link>
<description>                                                                   
&lt;P align=center&gt;                                                                                                                  &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #66ccff&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#ff0000 size=7&gt;۱۰&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #66ccff&quot; face=Arial color=#ff0000 size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;وای باران ! باران ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;شیشه ی پنجره را باران شُست&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;از دل من اما&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;چه کسی نقش تو را خواهد شُست ؟!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot; color=#ffffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=باران hspace=0 src=&quot;http://nafaseamigh.persiangig.com/image/deaakn.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;از وقتی خودم را شناختم سعی کردم به روح م اهمیت بیشتری بدهم تا جسم م. بگذارم بزرگ شود. پرورشش دهم. همیشه با خودم جنگیدم. از کنایه ها نرنجیدم و از بی مهری ها. اشک نریختم. من قد می کشیدم و سال پشت سال می گذشت. جدال جسم و روح اما هنوز ادامه داشت. مثل همان دعوای همیشگی بین علم و ثروت. اما امروز جسم م خودش را به رخ روحم کشید و پیروزمندانه گفت: دیدی من بر حق ترم؟ دیدی انسان ها برای جسم بیشتر ارزش قائلند تا روح؟ من باعث زنده گی هستم. اما تو چه؟ باشی یا نباشی؟! دیدی می گفتم ولی تو باور نمی کردی؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;روح بیچاره ام گوشه ای نشست و به خود پیچید. روح م داشت می شکست. اشک می ریختم. درد داشت. می فهمی شکستن چقدر درد دارد؟ دردی که شکستن هیچ جسمی یارای مقابله اش نیست. حالا از درد زوزه می کشد ولی ایستاده و فریاد می کند: با اینکه نفس از توست. اما چه کسی ست که نداند تا من راضی نباشم، هیچ جسمی افاقه نخواهد کرد ؟ تا من اجازه ندهم تو . . . باور کنی یا نه! قبول داشته باشی یا نه ! من برترم. حتی اگر هیچ انسانی پیدا نشود که شهادت به برتر بودنم بدهد . من برترم به پاس سال های پایمردی ام . به پاس گردن کج نکردنم. به پاس استقامتم ، به حرمت رنج هایم . . .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;- سکوت -&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Jun 2009 22:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=51</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-51.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک نفس عمیق یکساله</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#669966&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;امروز نفس عمیق یک ساله شد . باور نمی کنم. بعد از تجربه ی تلخ گذشته و موانع کوچک و بزرگی که در راه نوشتن خودم داشتم، امروز به یکسالگی نفس عمیق رسیدیم.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;یک نفس عمیق&quot; hspace=0 src=&quot;http://nafaseamigh.persiangig.com/image/nafas.JPG&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;دوستان من !&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;من سعی کردم خودم را بنویسم، فکرهایم را. دغدغه هایم را . سعی ام این بوده و خواهد بود که خودم را در این نوشته ها پیدا کنم. همیشه از نقاب بدم آمده و سعی کردم اینجا که خانه ی دلم نام نهادمش، بی نقاب باشم. تلاش کرده ام انسان را بنویسم و نقبی بزنم به رفتارهایی که آزارمان می دهند تا در این میان خود نیز آن رفتارها را نداشته باشم. تا تلنگری باشم و شاید تکانی برای انسان وار زیستن.از جامعه ام نوشتم، از کشورم ، از سیاست ، از دوستی و از عشق. و این آخری در بقیه هم جاری بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;با نفس عمیق من بزرگ شدم و دخترک پارسال نماندم. سپاس برای تک تک نفس هایی که همراه من اینجا کشیده اید. تک تک کلماتی که نوشته اید، برایم دنیایی بوده . با خواندنشان شاد شدم و نفسی کشیده ام از ته دل . با نقدهایتان اوج گرفتم.سپاس برای لحظاتی که همراهم بودید و شادی ها و غم ها را شریک شدیم و آن لحظه ها، تنهایی معنای همیشگی اش را نداشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;ممنونم از &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سعید عزیز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; که همیشه و هر لحظه کنارم بوده و با عاشقانه هایش نگذاشته که نفس عمیق تنها بماند.قدردان همراهیش هستم. از &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ندا&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; که خوانده و نوشته برایم. از &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;مائده&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;که دفتر نقاشی اش چهار روز کوچکتر از نفس عمیق است و حالا کمتر به اینجا سر می زند و می نویسد. این سه نفر یار نفس عمیق بوده اند از ابتدای بودن و من قدردان همه ی محبت هایشان هستم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;دنیایمان دنیای غریبی ست. آدم ها می آیند و می روند . نفس عمیق هم از این دست اتفاق ها داشته ست. دوستانی بوده اند - رویا و الهه - که حالا نیستند و این نبودن را می گذارم به حساب روزگار.همینطور امید و پرنیان عزیزم که گرفتاری هایشان آنقدر زیاد است که وقت زیادی برای دنیای مجازی ندارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;امیر تنها و قاصدک و حیران و نجوا ممنونم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;و در آخر سوالی دارم که دوست دارم همه ی کسانی که می خوانندم،جوابش را برایم بنویسند. &lt;STRONG&gt;می خواهم بدانم نفس عمیق چه ویژگی دارد که شما را به خواندن تشویق می کند و به اینجا می کشاندتان؟&lt;/STRONG&gt; برای بودن باید روز به روز و ثانیه به ثانیه ، نو شد و برای داشتن باران بهتری ست که این سوال را می پرسم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;امیدوارم باران بهتری باشم روز به روز و خودم را بیشتر از قبل بشناسم . . .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009933&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 15 May 2009 15:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آقای رئیس جمهور گوشتان با من است؟</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff3399&gt;                                                                                                                      &lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #666666&quot; face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=7&gt;۳۰&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff3399&gt;این نامه را در جواب به دعوت &lt;A href=&quot;http://sasalovestory.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;سعید عزیز&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; نوشتم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff3399&gt;از دوستانم می خواهم که چنین نامه ای را بنویسند . در آینده ای نزدیک آرشیوی از خواسته هایمان خواهیم داشت و میزان محقق شدنشان را خواهیم سنجید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff3399&gt;&lt;STRONG&gt;حیران ، دفتر نقاشی ، قاصدک&lt;/STRONG&gt; از طرف من به این بازی دعوت می شوند تا اگر دلشان خواست، بنویسند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;*******************************&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;سلام آقای رئیس جمهور !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;این نامه را برای زمانی می نویسم که این سی روز پر اضطراب و پر التهاب هم تمام شده و مشخص شده است که شما برای یک دوره ی چهار ساله رئیس دولت کشورمان شده اید. کشوری که سختی زیاد کشیده است و با ناملایمات زیادی روبرو ست. برای ایرانی که وقتی به آینده اش فکر می کنم در غبار می بینمش. چه می گویم؟! خودتان بهتر از من می دانید. کشوری که در راه  آزادی خواهی بیش از صدسال است که هزینه می پردازد و در این میان گاهی طعم آزادی نسبی را چشیده است. کشوری که مصدق دارد، خاتمی را تجربه کرده است، مستبدانش را نمی نویسم چون خودتان بهتر از من می شناسیدشان. گذشته را نباید فراموش کرد اما به افق روشنی باید چشم دوخت تا شاید . . .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;آقای رئیس جمهور ! من تمام سهمم از دموکراسی را که یک رای بیشتر نبود به این نظام دادم. می نویسم نظام چون مشخص نیست که شما کاندیدایی باشید که انتخابش کرده ام. در قبال تمام حقم، رایم، می خواهم با شما حرف بزنم و خواسته هایم را برایتان بگویم و به پشتوانه ی همان یک رای ، از شما می خواهم که حرف های مرا بشنوید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;چیزی دارد خفه ام می کند. انگار با تمام حجمش روی گلویم نشسته است  و نفس کشیدنم را سخت می کند. از دوستانم می نویسم. از دانشجویانی که به جرم خواسته هایشان و عقایدشان شکنجه می شوند، زندان می روند و سختی می کشند. از حق تحصیل محروم می شوند، تعلیق می شوند.فکر می کنم شما هم با این حرف من موافق باشید که کار دانشجو نقد کردن است و اصلا دانشجو به همین ها زنده است. همه ی رئیس جمهور های گذشته این حرف را زده اند ولی من از شما تنها حرف نمی خواهم. من عمل می خواهم . از شمایی که می گویید آزادی بیان انتظار ندارم که روال مانند گذشته باشد. دوست ندارم شعارمان این باشد که اوین دانشگاه شده است و دانشگاه ، دیگر دانشگاه نیست.دانشجو تکیه گاهی ندارد و تنها سرمایه اش جانش است که مجبور است از آن بپردازد. من از شما می خواهم که این روند را ادامه ندهید اگرچه مخالف با خواسته ی قدرت مردان جامعه مان باشد. به ما نگاه کنید. مانند پدری که به دختر و پسرش می نگرد. آیا حاضرید فرزند خودتان چنین هزینه های گزافی را بپردازد به جرم ابراز عقیده اش؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;مردم کشور من به رغم تمام نا آگاه بودنشان و به رغم فراموش کار بودنشان فرق ها را خوب می فهمند. به همین خاطر است که مصدق در یادها می ماند، از خاتمی به عنوان بزرگ مرد یاد می کنند. اما دیکتاتورها . . .  هیچ کس یادی از آنها نمی کند. آنها ماندگار نمی شوند که  سرزمین با کفر بر جای می ماند اما با ظلم نه ! خواسته ام این است که این مردم را هرگز فراموش نکنید، خودشان را، خواسته هایشان را و انتظاراتشان را از شما. انسان ها شعور دارند. آقای رییس جمهور این پسندیده نیست که به جای آنها تصمیم گرفته شود  که چه ببینند و چه بخوانند و چه بشنوند. این شیوه ی دیکتاتورها ست. این روش حکومت های فاشیستی ست که همه یک سلیقه داشته باشند. به مردم حق بدهید که خودشان انتخاب کنند  و خودشان تصمیم بگیرند که خوب تر چیست و نادرست چیست.نگذارید دلمان بسوزد از کتاب هایی که می شد خواند و نتوانستیم یعنی نگذاشتند. می شد روزنامه ای باشد برای خواندن و نیست. شما می توانید. شما به پشتوانه ی همین یک رای ها می توانید اگر بخواهید و خواسته تان ، خواسته ی همه ی ملت باشد نه عده ی محدودی که از قضا جایگاهی بین مردم ندارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;آقای رئیس جمهور ! حق زیستن ،حقی ست که خدا به انسان داده است و حق گرفتنش را هم در دستان خودش گرفته. چطور می شود انسانی را به حکم عقیده اش کافر و ملحد دانست و حق زنده گی را از او گرفت. حق زنده گی را می گویم نه نفس کشیدن صرف. واضح تر می گویم این گزینش های دینی  برخلاف همان اسلامی است که حرفش را می زنید. اسلامی که علی بر می آشوبد وقتی ماجرای خلخال و آن زن یهودی را می شنود. حالا به جرم  اینکه کسی مذهبی جز  اسلام دارد باید طرد شود؟ یک اقلیت قومی باید زندان برود؟ این را چه کسی گفته است؟ کدام دین؟ کدام مذهب اجازه می دهد غیر معتقدانش توهین بشنوند، استهزاء شوند و بی حرمت گردند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;این روزها به جرم همین حرف ها که گفتم کسانی را می بینم که بی کار شده اند. یا اصلا کاری برایشان تعریف نمی شود. فشارهای زنده گی را چطور باید سپری کرد و شکم وابستگان را چگونه سیر؟ باید مانند آن جانباز خودسوزی کرد و بعد متهم شد به معتاد بودن؟ عده ی زیادی از دانش آموختگان ما این روزها بی کارند .من از شما می خواهم که فکری کنید و زنده گی را به ما بازگردانید. این روزها وضعیت معیشتی خوب نیست. ما قشر متوسط فقیر شده ایم. مایی که یک روز به دنبال توسعه ی سیاسی و آزادی های مدنی بودیم حالا به معیشتمان فکر می کنیم و به نان شب مان. از مردمی که دغدغه ی نان شب دارند نمی توان انتظار داشت که به آزادی هم فکر کنند. فکری کنید .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;آقای رئیس جمهور ! از نقدها نهراسید. به مخالفانتان به چشم دشمن نگاه نکنید و بدانید که همین نقدها و مخالفت ها ضامن پویایی و زنده بودن جامعه ست. باور کنید منتقدان شما دست نشانده ی بیگانگان نیستند و از آنها پول نمی گیرند. از بین همین مردمند و ایران را آباد و آزاد می خواهند نه ویرانه ای که فقط استقلالش را فریاد می زند. اگر همه را مخالف بدانید و برای حرف هایشان تره هم خرد نکنید که دیگر جمهوری معنی ندارد. نام نظام را بگذارید سلطنتی یا چه می دانم دیکتاتوری و خیال ما و خودتان را راحت کنید. می دانم که خواسته ی شما این نیست. پس به مخالف هایتان میدان دهید تا شما را نقد کنند اگر چه سخت باشد. ولی مطمئن باشید نتیجه ای که می گیرد خوب خواهد بود. مردمی که احساس کنند حرفشان شنیده می شود حس موثر بودن می کنند و این همان چیزی ست که شما می خواهید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;می دانم بیشتر از زمانم حرف زدم.آخرین حرفم را می زنم و می روم. آقای رییس جمهور انسان را رعایت کنید، زن و مردش فرقی نمی کند. انسان را رعایت کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;امیدوارم به وعده هایتان وفادار بمانید و بخواهید که به قول هایتان جامه ی عمل بپوشانید. آقای رئیس جمهور فراموش نکنید که ما و رای مان -چه به شما بوده و چه به کس دیگر- پشت شما ایستاده ایم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;STRONG&gt;آقای رئیس جمهور ما را فراموش نکنید.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 May 2009 23:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی وزنی حاد</title>
<link>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;                                                                                                                                 &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #00ffff&quot; color=#990066 size=7&gt;۴۴&lt;/FONT&gt;                                                                                                                             &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#009999&gt;&lt;STRONG&gt;تا به حال این حس رو داشتی که می خوای بری&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Arial&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#009999&gt;&lt;STRONG&gt;و همزمان، این حس رو هم داشته باشی که می خوای بمونی ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://nafaseamigh.persiangig.com/image/LlLrnjeGOlml5d9vN3fUb3Vdo1_500.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Apr 2009 21:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nafaseamigh&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>nafaseamigh</dc:creator>
<guid>http://nafaseamigh.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
